آیوری بلک از طریق پسرش، برندون بلک، که بیش از ۱۰ سال در خدمات تکسانا بوده است، از نزدیک شاهد بوده است که چگونه مرکز تکسانا «زندگیها را تغییر میدهد». او اذعان میکند که پدر یا مادر کودکی با معلولیت ذهنی بودن چالشبرانگیز بوده، اما در عین حال بسیار ارزشمند است و به زندگیاش هدف بخشیده است. برندون برای من الگویی است، با اینکه زندگیاش میتواند بسیار چالشبرانگیز باشد، اما تسلیم نمیشود و همیشه برای آنچه میخواهد میجنگد. قبل از اینکه پسرم به خدمت سربازی در تگزاس برود، سعی کردم آیندهاش را برایش تجسم کنم، اینکه در زندگی کجا خواهد بود و چه کار خواهد کرد. ایدههایی داشتم اما نمیدانستم چگونه هیچکدام از آنها را عملی کنم.
وقتی برندون به خدمت در تکسانا پذیرفته شد، مادرش احساس آسودگی کرد. زیرا اکنون او حمایت داشت و بار بزرگی از دوشش برداشته شده بود. زمانی که من از وجود تکسانا مطلع شدم، یک لیست انتظار ۵-۶ ساله وجود داشت؛ امروز تقریباً ۱۰ سال است! من خوش شانس بودم چون برندون هنوز ۵ سال از دوران مدرسهاش را گذرانده بود، بنابراین انتقال از مدرسه به تگزاس کاملاً به موقع انجام شد. متأسفانه، اینطور نبود و من از شنیدن این خبر که باید برای خدمات منتظر بمانم ناامید شدم، اما خوشبختانه فقط شش ماه طول کشید. شرکت تکسانا به برندون در یافتن فرصتهای شغلی کمک کرده است، از جمله در درخواستها، مصاحبهها و آموزش برای موقعیتهایی که در تواناییهای او بوده است. برندون برای خودش استانداردهای خیلی بالایی دارد، همانطور که من دارم، و کارکنان تکسانا حتی یک بار هم از این استانداردها تخطی نکردند. آنها به او کمک کردند تا به اهدافش برسد و به استانداردهایی که برای خودش تعیین کرده بود، برسد و هنوز هم با او همکاری میکنند تا از آن استانداردها فراتر رود. تکسانا به برندون امید زیادی داد و به او فهماند که مهم است و اهدافی که برای خود تعیین کرده، قابل دستیابی هستند.
او گاهی اوقات ممکن است دلسرد شود، اما در بیشتر موارد مصمم به موفقیت است و اغلب میگوید: «اگر تسلیم شوم، چگونه میتوانم موفق شوم؟» او به من یاد داده که به کارها پایبند باشم - من کسی بودم که مدام میگفتم «بیایید چیز دیگری را امتحان کنیم، بیایید این کار را انجام دهیم» اما او تسلیم نمیشد. او همچنین همین موضوع را به کارکنان تکسانا، از جمله مربی شغلیاش، گفت؛ بنابراین همه ما دور هم جمع شدیم و تصمیم گرفتیم که اگر برندون قصد استعفا ندارد، ما هم نباید استعفا دهیم! برندون در KFC در شوگرلند شغلی دارد. او خیلی زود فهمید که برای انجام کارهایی که میخواهد انجام دهد، از جمله زندگی مستقل و پرداخت قبوض، به پول نیاز دارد. او همچنین میدانست که برای سفر کردن، ماهیگیری کردن و به دست آوردن چیزهایی که از زندگی لذت میبرد، به پول نیاز دارد. او سختکوش است، عاشق رفتن به سر کارش است، واقعاً افرادی را که با آنها کار میکند دوست دارد، و همچنین کارکنان پشتیبانی اشتغال تکسانا را که به او کمک میکنند، دوست دارد.
او فردی بخشنده و دلسوز است. شغل او نه تنها برایش حقوق و دستمزد فراهم کرده، بلکه به او احساس عزت نفس و غرور نیز داده است، زیرا او نیازهای خودش را برآورده میکند و از کسی کمک مالی نمیگیرد. برندون ۷ سال است که مستقل زندگی میکند؛ این برای من چالشبرانگیزتر از برندون بود، من نمیخواستم او را تنها بگذارم اما او میخواست مرد خودش باشد و مصمم بود که میتواند از خودش مراقبت کند و این کار را هم کرد! قدم بعدی برای برندون چیست؟ او گواهینامه رانندگی دارد و مادرش با رانندگی او با مادرش مشکلی ندارد، اما درست مثل هر کس دیگری، او ماشین خودش را میخواهد. این یک چالش بزرگ دیگر است و برندون راهی برای رویارویی و غلبه بر آن پیدا خواهد کرد. او و مادرش روی یک نقشه کار میکنند، زیرا برندون مدتی است که برای خرید ماشین پسانداز میکند و مادرش به او گفته که کمکش خواهد کرد. او همیشه چک میکند که ببیند او چقدر پسانداز کرده است. او در مورد پسانداز همیشه حواسش به دخترش هست و همیشه احوالش را میپرسد و میگوید: «من واقعاً به خواستهام رسیدهام، تو چطور؟» این یک گام دیگر برای تغییر زندگی به سمت استقلال کامل است و اگرچه مادرش از این بابت نگران است، اما به شدت به او افتخار میکند.اگر مایلید به بزرگسالان و کودکانی مانند برندون و خدمات مراقبتهای بهداشتی رفتاری تگزاسانا کمک کنید - اهدا